تبلیغات
SARTANAB - وسیله جای هدف را گرفته است

SARTANAB

ما برای بوسیدن خاك سر قله ها چه خطر ها كرده ایم . چه خطر ها كرده ایم

منبع: فصلنامه کوه - سال 1381 - شماره بیست و ششم

.
.
جهان عشق است و دیگر زرق سازی

همه بازیســــــــــــت الا عشق بازی

فلك جز عشق محرابـــــــــــــی ندارد
زمین بی خــــــــاك عشق آبی ندارد.
.
چه فرقی می كند "دوسر طناب "را از چپ بزنیم یا از راست. چه تاثیری
 
به حال كارآموز دارد كه بگوید " مست ورف" یا بگوید " ماست ورف" .
 
 چه لطمه ای به ما می خورد اگر فلان مربی یك كلاس بیشتر از ما
 
برگزار كند . یا چه چیزی به ما اضافه می شود اگر فلان صاحب منصب
 
 را فقط به این دلیل كه چند سال دیرتر از ما به كوه آمده به زیر بكشیم،
 
آنهم در جامعه كوهنوردی كه تمام سمت ها تشریفاتی است و بدون حقوق .ـ

چرا با وعده یكی از همین سمت های تشریفاتی ارادتمند كسی می شویم كه
 
تا دیروز چنین وچنانش می خواندیم؟ چرا جامعه كوهنوردی هر روز پر از
 
 جنگ و جدل است ؟ چگونه با هر تازه واردی سرد و سنگین برخورد
 
می كنیم و می خواهیم گربه را دم حجله بكشیم ، حال آنكه روز نخستی كه
 
به كوه آمدیم ، غیر از او نبوده ایم.ـ

آیا تجربه را در كلاسی غیر از مكتب چرخ گردون آموخته ایم كه هر
 
 جوان امیدواری را به چوب سرزنش خامی و ناپختگی اش نا امید می كنیم ؟

دنیا نیرزد آنكه پریشان كنی دلی

زنهار بد مكن كه نكردست عاقلی

آیا درس كوهنوردی در چند گره و چند تكنیك و مشتی
 
بحث از بهمن و ارتفاع و سرمازدگی خلاصه می شود ؟

مگر نه اینكه سر تا ته همه این فنون را میتوان در طول یكی دو سال آموخت ؟
 
 آنهم در عصر ارتباطات كه با خرید یك كتاب یا فشردن كلیدی از كامپیوتر
 
، دنیایی از اطلاعات به روی هر تازه واردی گشوده می شود .ـ

آیا كوهنورد بهتر بودن در بلد بودن چند ریزه كاری و صعود چند
 
 قله بیشتر است یا كوهنوردی همان درس زندگی است؟

مگر نه اینكه می گوییم (( ورزش انسانساز كوهنوردی ))!ـ

آیا روح انسانها را می توان فقط با آموختن چند فن و كوله بار بر پشتشان
 
گذاشتن ساخت ؟ آیا پیراهن ورود به این خانقاه فقط بادگیر و كفش و كلاه
 
است ؟ پیران این خانقاه كیانند؟

ابوسعید روزی گفت: ـ

بار برداران بسیارند ، راستی دل می باید ، سنگینی بار چه سود؛
 
 اگر به بار برداشتن مرد توانستی گشتن ، اشتران بایستی كه
 
مرد بودندی كه جمله راه پیمایانند و بار برداران

به راستی كه كوهنوردی فقط ورزش نیست ، كوهنوردی یك روش
 
زندگی است . روشی كه در آن یك سیب بین همه گروه تقسیم می شود
 
، روشی كه در آن قوی ترین به پای ضعیف ترین راه می رود ، راهی
 
 كه رقابت ندارد ، كه به رهروانش حقوق نمی دهند كه ایشان را
 
نیازی به سوت و كف مشوقان در قله نیست ناجی بی منت یكدیگرند و
 
 گروه می سازند تا دل جوانان را به سنگ بند كنند تا به ننگ بند نشود.ـ

مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد.‌ـ

قانونشان عشق است و قانونگذارشان معشوق.ـ

به خرامیدن كبكی دل می بازند و به رنجش رفیقی دلشان می شكند.ـ

مرامشان این نیست كه وقتی می بینند ناپخته ای كار مرگ آفرینی می كند ت
 
ذكری بدهند و از كنارش بگذرند.ـ

چو می بینی كه نابینا و چاه است

اگــــر خاموش بنشینی گناه است

كوهنوردی تنوره كشیدن برسر اینكه اولین صعود را من كرده ام
 
 یا تو نیست. مربی كوهنوردی را به تكه ای كاغذ نمی شناسند.
 
 كوهنورد را به كفش و كلاه محك نمی زنند. كوهنوردی به دید است و معرفت .ـ

كوهنورد را به سیرتش می شناسند نه به صورتش.اما گویا این سیر و
 
 سلوك دیری است كه لابه لای كتابها مانده و در پس خاطره ها نشسته .ـ

چه بد سالكانی هستیم

چنان چنگ و دندان به هم نشان می دهیم كه گویی هرگز
 
هم طناب نبوده ایم و هرگز شب هایمان را در یك چادر به صبح نرسانده ایم .ـ

رفیقان چنان عهد صحبت شكستند

كــــه گویی نبودست خود آشنایی

مشكل كجاست ؟

شهر یاران بود و كــــــوی مهربانان این دیار

شــهریاران را چه آمد ، مهربانان را چه شد

جدایی وقتی میان دو نفر می نشیند كه راهشان از هم جدا شود.
ـ
وقتی صحبت میان دو تن نادرست می شود كه هریك بگوید " من "
 
و " من " ها هرگز به صلح نخواهند رسید ، باید نیم من شد .ـ

چاره در پیدا كردن هدف است . هدف را با وسیله عوض كرده ایم . ـ

فراموش كرده ایم كه كوهنوردی تنها وسیله ایست برای دیدار یار و
 
راهی است برای وصال.ـ

روز اول قرار این نبود كه از تپه ها كوله باری را بالا ببریم یا از
 
 دیواره ها بالا برویم . روز اول وقتی به كوه رفتیم كه دلتنگ
 
 شدیم . وقتی كه همدمی صادق تر از سنگ صبور كوهستان نیافتیم
 
و آوازی خوش صدا تر از نجوای نسیم نشنیدیم!ـ

قرار بود سوهان رنج صعود را به دل بساییم تا آیینه دل را صیقل
 
 دهیم . قراربود در سخت ترین شرایط یكدیگر را تحمل كنیم
 
تا رسم مدارا با خلق را بیاموزیم. قرار بود جانمان را با رشته طنابی
 
به دست هم بسپاریم تا معنی اعتماد را بدانیم .ـ قرار بود با سوز
 
زمستان و عطش تابستان كنار بیاییم تا صبور شویم كه ... او با صابرین است .ـ

قرار نبود با سخن درشت رنجوری از كوره در برویم .
 
قرار نبود با پیشرفت رفیقی بر آیینه دلمان زنگار حسادت بنشیند.
 
 
قرارمان جستجوی معایب نبود ، تحسین محاسن بود .ـ

كمال سر محبت ببین نه نقص گــــــناه

كه هركه بی هنر افتد نظر به عیب كند

هدفمان باركشی و طناب بافی نبود ؛ اینها وسیله بود .ـ

هدف عشق بود و قرار بر عاشقی .ـ

خواجه گفت :ـ

عاشق شو ار نه روزی كار جهان سر آید

ناخوانده نقش مقصود از كارگاه هستی

ـ " آورده اند كه چون خسرو از دل بستن فرهاد به شیرین خبر
 
 یافت او را به مجلس طلبید و همگان را پندار چنان شد كه
 
خسرو خون فرهاد به خشم خواهد ریخت. اما خسرو ، ندیمان
 
 راگفت كه چون فرهاد وارد شود در هر قدمش مشتی جواهر
 
بریزند و ایشان آنقدر سیم و زر بریختند تا فرهاد را فرشی از
 
 گوهر زیر پا نشست.ـ

ملك فــــــــرمود تا بنواختندش

به هر گامی نثاری ساختندش

و او را حرمت بسیار كرد و به جای تیغ زبان با وی گشود
 
و چون خواست به تراشیدن بیستون فرستدش ، اجباری بر
 
او نگذاشت و تنها به حرمت شیرین سوگندش داد كه :ـ

به حـــــــق حرمت شیرین دلبند

كازین خوشتر ندانم هیچ سوگند

و دیگری گوید كه او را گفتند : این دشمن تو بود ، این احترام برای چه كردی؟

پس خسرو بسیار گریست و گفت : ـ

او را چگونه دشمن من شمارید حال آنكه ما هر دو را
 
مقصود یكی است و ما دو مسافریم در یك راه و معشوق هر دوی
 
 ما شیرین است و دیگر آنكه شیرین را نیز با او دوستی است و
 
حرمت دوستان شیرین بر من واجب.ـ"ـ

مرا عهدی است با جانان كه تا جان در بدن دارم

هوادارن كـــــــــــویش را چو جان خویشتن دارم

ما نیز خسروانیم و فرهادها . چگونه دشمنی كنیم وقتی كه هدف
 
 یكی است و معشوق نیز ؛ كه ما هم ، همه یك شیرین را در
 
سنگ و كوه می جوییم . ـ

همه دل به یكی بسته ایم؛

ـ" كه یكی هست و هیچ نیست جز او "ـ

و در كدورت ها تندی نكنیم كه ؛

صبحدم مرغ چمن با گـــــــــــل نو خواسته گفت

ناز ، كم كن كه در این باغ بسی چون تو شكفت

گل بخندید كــــــــــــــــــــه از راست نرنجیم ولی

هیچ عــــــاشق سخن سخت به معشوق نگفت

و هنر در كشف معایب و رسواگری دوستان نیست كه ؛

وفـــــــــا و عهد نكو باشد ار بیاموزی

وگرنه هر كه تو گویی ستمگری داند

و اما كلامی با پیش كسوتان و مریبان و بزرگان ؛

عطار گوید: " ابوحنیفه روزی می گذشت ، كودكی را دید كه
 
در گل بمانده ، گفت : گوش دار تا نیافتی!(كودك) گفت: ای پیر
 
تو گوش دار ، كه اگر پای تو بلغزد جمله مریدانت كه از
 
پس تو آیند ، بلغزند!"ـ

در هر حال آنچه خواندید سخنی نا پخته بود از گوینده ای
 
 خام ، باشد كه بزرگان به دیده اغماز بنگرند و چشم محبت.ـ

غلام عشق شـو اندیشه این است

همه صــاحبدلان را پیشه این است

طبایع جز كشش كـــــــــــاری ندارند

حكیمان این كشش را عشق خوانند

نظرات() 
Why is my Achilles tendon burning?
جمعه 17 شهریور 1396 02:56 ب.ظ
I am really impressed with your writing skills and also with the layout on your weblog.
Is this a paid theme or did you modify it yourself?

Anyway keep up the excellent quality writing, it is
rare to see a nice blog like this one these days.
Foot Problems
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:45 ب.ظ
I loved as much as you will receive carried out right here.

The sketch is attractive, your authored subject matter
stylish. nonetheless, you command get got an impatience over that
you wish be delivering the following. unwell unquestionably come
more formerly again since exactly the same nearly very often inside case you shield this increase.
How did the Achilles tendon get it's name?
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:04 ق.ظ
It's a shame you don't have a donate button! I'd certainly donate to
this brilliant blog! I suppose for now i'll settle for bookmarking and adding your RSS feed to my Google
account. I look forward to new updates and will share this blog
with my Facebook group. Chat soon!
http://janalesa.hatenablog.com/archive/2017/05/31
شنبه 7 مرداد 1396 03:17 ب.ظ
Every weekend i used to visit this website,
as i wish for enjoyment, as this this website conations truly
fastidious funny material too.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:23 ق.ظ
Hi there, You have done an excellent job.
I will certainly digg it and personally recommend to my friends.
I'm sure they'll be benefited from this website.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:29 ب.ظ
Greetings! I've been following your weblog for a long
time now and finally got the bravery to go ahead and give you a shout out
from Lubbock Tx! Just wanted to say keep up the good work!
BHW
دوشنبه 14 فروردین 1396 03:53 ق.ظ
Wonderful goods from you, man. I have understand your stuff previous to and you are just extremely fantastic.
I actually like what you have acquired here, really like what you're saying and the way in which you say it.
You make it entertaining and you still care for to keep it smart.
I can't wait to read much more from you. This is really a terrific site.
محمد تفنگدار
دوشنبه 7 دی 1394 03:51 ق.ظ
البته منظور، لینک زیر بود
محمد تفنگدار
دوشنبه 7 دی 1394 03:50 ق.ظ
نویسنده محترم سایت
با سلام
لطفا لینک فوق را مطالعه فرمایید.
متشکرم
علی
پنجشنبه 5 دی 1392 11:09 ق.ظ
مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :