تبلیغات
SARTANAB - مشنو ای دوست كه غیر از تو مرا یاری هست

SARTANAB

ما برای بوسیدن خاك سر قله ها چه خطر ها كرده ایم . چه خطر ها كرده ایم

مشنو ای دوست كه غیر از تو مرا یاری هست

یا شب و روز به جز فكر تو ام كاری هست

به كمند سر زلفت نه من افتادم و بس

كه به هر حلقه موییت گرفتاری هست

گر بگویم كه مرا با تو سر و كاری نیست

در و دیوار گواهی بدهد كاری هست

هر كه عیبم كند از عشق و ملامت گوید

تا ندیدست تو را بر منش انكاری هست

صبر بر جور رقیبت چه كنم گر نكنم؟

همه دانند كه در صحبت گل خاری هست

نه من خام طمع عشق تو می ورزم و بس

كه چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست

باد خاكی ز مقام تو بیاورد و ببرد

آب هر طیب كه در طبله عطاری هست

من چه در پای تو ریزم كه پسند تو بود

جان و سر را نتوان گفت كه مقداری هست

من از این دلق مرقع به درآیم روزی

تا همه خلق بدانند كه زناری هست

همه راهست همین داغ محبت كه مراست

كه نه من مستم و در دور تو هشیاری هست

عشق سعدی نه حدیثیست كه پنهان ماند

 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :