تبلیغات
SARTANAB

ما برای بوسیدن خاك سر قله ها چه خطر ها كرده ایم . چه خطر ها كرده ایم
تاریخ:سه شنبه 18 مرداد 1390-08:39 ق.ظ

ای كه دستت میرسد كاری بكن.قبل از آنكه ا ر تو بر ناید هیچ كار

تا كی كشته بدیم و بشینیم و اشك بریزیم كه : ای كه رفته ای و ...

آقا تو رو خدا بیاین یك فكری بكنیم و جلو این حوادث رو بگیریم تا كی ؟!!!

محمد اوراز

عیسی میر شكاری

لیلا اسفندیاری و ...

 

بلاخره كی این مردن به پایان میرسه.

به خدا اینا همه دوستا و همنورد های ما هستن

. با اونا بر ستیغ قله ها خندیدیم و فریاد شادی سر دادیم

. با اونا بر خاك پر مهر این سر زمین پا نهادیم

. با اونا لحظات و خاطراتی بس زیبا و شیرین داریم و گه گاهی اشك

و حالا

میشینیم و اشك میریزیم

چرا ؟ واسه نبودشون!!!

به نظر من میشه جلو این وقایع تلخ رو گرفت یا حداقل تا حدی كم كرد.

به خدا دلم گرفته از بس مطلب درج كردم كه

آقا یا خانم .... یاد و خاطرت گرامی باد.

همه نشستیم و هیچ كاری نمیكنیم.

بیاین واسه خاطر اونایی كه جونشون رو در این راه دادن و واسه آیندگان تدبیری

بیاندیشیم . بلاخره میشه یه كارایی كرد تا دیگه از این حادثه ها نداشته باشیم.

از شما دوست و همنورد عزیز خواهشمند هستم واسه وجدانی كه

 نسبت به سایرین داریم راهكار و تدابیر خودت رو بنویس

 و واسم نظر بده.

شاید بشه تا من و تو كسایی باشیم تا كمی جلوی این حوادث رو بگیریم.

 

به امید روزی كمتر از این حوادث شاهد باشیم

 

یاد و خاطره ی تمامی شهیدان كوهستان بخیر.

برای شادی روح آن عزیزان فاتحه ای نثار روحشان كنیم.



نوع مطلب : اشك ها و لبخند ها 

تاریخ:یکشنبه 27 آذر 1390-12:26 ب.ظ

عکس هایی زیبا از یک ورزش زیبا

با مراجعه به لینک فوق عکس هایی زیبا از ورزش دوچرخه سواری را نگاه کنید

 

http://www.deshow.net/sports/2008/bicycle_sports_2.html#pic




تاریخ:یکشنبه 27 آذر 1390-11:50 ق.ظ

وسیله جای هدف را گرفته است

منبع: فصلنامه کوه - سال 1381 - شماره بیست و ششم

.
.
جهان عشق است و دیگر زرق سازی

همه بازیســــــــــــت الا عشق بازی

فلك جز عشق محرابـــــــــــــی ندارد
زمین بی خــــــــاك عشق آبی ندارد.
.
چه فرقی می كند "دوسر طناب "را از چپ بزنیم یا از راست. چه تاثیری
 
به حال كارآموز دارد كه بگوید " مست ورف" یا بگوید " ماست ورف" .
 
 چه لطمه ای به ما می خورد اگر فلان مربی یك كلاس بیشتر از ما
 
برگزار كند . یا چه چیزی به ما اضافه می شود اگر فلان صاحب منصب
 
 را فقط به این دلیل كه چند سال دیرتر از ما به كوه آمده به زیر بكشیم،
 
آنهم در جامعه كوهنوردی كه تمام سمت ها تشریفاتی است و بدون حقوق .ـ

چرا با وعده یكی از همین سمت های تشریفاتی ارادتمند كسی می شویم كه
 
تا دیروز چنین وچنانش می خواندیم؟ چرا جامعه كوهنوردی هر روز پر از
 
 جنگ و جدل است ؟ چگونه با هر تازه واردی سرد و سنگین برخورد
 
می كنیم و می خواهیم گربه را دم حجله بكشیم ، حال آنكه روز نخستی كه
 
به كوه آمدیم ، غیر از او نبوده ایم.ـ

آیا تجربه را در كلاسی غیر از مكتب چرخ گردون آموخته ایم كه هر
 
 جوان امیدواری را به چوب سرزنش خامی و ناپختگی اش نا امید می كنیم ؟

دنیا نیرزد آنكه پریشان كنی دلی

زنهار بد مكن كه نكردست عاقلی

آیا درس كوهنوردی در چند گره و چند تكنیك و مشتی
 
بحث از بهمن و ارتفاع و سرمازدگی خلاصه می شود ؟

مگر نه اینكه سر تا ته همه این فنون را میتوان در طول یكی دو سال آموخت ؟
 
 آنهم در عصر ارتباطات كه با خرید یك كتاب یا فشردن كلیدی از كامپیوتر
 
، دنیایی از اطلاعات به روی هر تازه واردی گشوده می شود .ـ

آیا كوهنورد بهتر بودن در بلد بودن چند ریزه كاری و صعود چند
 
 قله بیشتر است یا كوهنوردی همان درس زندگی است؟

مگر نه اینكه می گوییم (( ورزش انسانساز كوهنوردی ))!ـ

آیا روح انسانها را می توان فقط با آموختن چند فن و كوله بار بر پشتشان
 
گذاشتن ساخت ؟ آیا پیراهن ورود به این خانقاه فقط بادگیر و كفش و كلاه
 
است ؟ پیران این خانقاه كیانند؟

ابوسعید روزی گفت: ـ

بار برداران بسیارند ، راستی دل می باید ، سنگینی بار چه سود؛
 
 اگر به بار برداشتن مرد توانستی گشتن ، اشتران بایستی كه
 
مرد بودندی كه جمله راه پیمایانند و بار برداران

به راستی كه كوهنوردی فقط ورزش نیست ، كوهنوردی یك روش
 
زندگی است . روشی كه در آن یك سیب بین همه گروه تقسیم می شود
 
، روشی كه در آن قوی ترین به پای ضعیف ترین راه می رود ، راهی
 
 كه رقابت ندارد ، كه به رهروانش حقوق نمی دهند كه ایشان را
 
نیازی به سوت و كف مشوقان در قله نیست ناجی بی منت یكدیگرند و
 
 گروه می سازند تا دل جوانان را به سنگ بند كنند تا به ننگ بند نشود.ـ

مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد.‌ـ

قانونشان عشق است و قانونگذارشان معشوق.ـ

به خرامیدن كبكی دل می بازند و به رنجش رفیقی دلشان می شكند.ـ

مرامشان این نیست كه وقتی می بینند ناپخته ای كار مرگ آفرینی می كند ت
 
ذكری بدهند و از كنارش بگذرند.ـ

چو می بینی كه نابینا و چاه است

اگــــر خاموش بنشینی گناه است

كوهنوردی تنوره كشیدن برسر اینكه اولین صعود را من كرده ام
 
 یا تو نیست. مربی كوهنوردی را به تكه ای كاغذ نمی شناسند.
 
 كوهنورد را به كفش و كلاه محك نمی زنند. كوهنوردی به دید است و معرفت .ـ

كوهنورد را به سیرتش می شناسند نه به صورتش.اما گویا این سیر و
 
 سلوك دیری است كه لابه لای كتابها مانده و در پس خاطره ها نشسته .ـ

چه بد سالكانی هستیم

چنان چنگ و دندان به هم نشان می دهیم كه گویی هرگز
 
هم طناب نبوده ایم و هرگز شب هایمان را در یك چادر به صبح نرسانده ایم .ـ

رفیقان چنان عهد صحبت شكستند

كــــه گویی نبودست خود آشنایی

مشكل كجاست ؟

شهر یاران بود و كــــــوی مهربانان این دیار

شــهریاران را چه آمد ، مهربانان را چه شد

جدایی وقتی میان دو نفر می نشیند كه راهشان از هم جدا شود.
ـ
وقتی صحبت میان دو تن نادرست می شود كه هریك بگوید " من "
 
و " من " ها هرگز به صلح نخواهند رسید ، باید نیم من شد .ـ

چاره در پیدا كردن هدف است . هدف را با وسیله عوض كرده ایم . ـ

فراموش كرده ایم كه كوهنوردی تنها وسیله ایست برای دیدار یار و
 
راهی است برای وصال.ـ

روز اول قرار این نبود كه از تپه ها كوله باری را بالا ببریم یا از
 
 دیواره ها بالا برویم . روز اول وقتی به كوه رفتیم كه دلتنگ
 
 شدیم . وقتی كه همدمی صادق تر از سنگ صبور كوهستان نیافتیم
 
و آوازی خوش صدا تر از نجوای نسیم نشنیدیم!ـ

قرار بود سوهان رنج صعود را به دل بساییم تا آیینه دل را صیقل
 
 دهیم . قراربود در سخت ترین شرایط یكدیگر را تحمل كنیم
 
تا رسم مدارا با خلق را بیاموزیم. قرار بود جانمان را با رشته طنابی
 
به دست هم بسپاریم تا معنی اعتماد را بدانیم .ـ قرار بود با سوز
 
زمستان و عطش تابستان كنار بیاییم تا صبور شویم كه ... او با صابرین است .ـ

قرار نبود با سخن درشت رنجوری از كوره در برویم .
 
قرار نبود با پیشرفت رفیقی بر آیینه دلمان زنگار حسادت بنشیند.
 
 
قرارمان جستجوی معایب نبود ، تحسین محاسن بود .ـ

كمال سر محبت ببین نه نقص گــــــناه

كه هركه بی هنر افتد نظر به عیب كند

هدفمان باركشی و طناب بافی نبود ؛ اینها وسیله بود .ـ

هدف عشق بود و قرار بر عاشقی .ـ

خواجه گفت :ـ

عاشق شو ار نه روزی كار جهان سر آید

ناخوانده نقش مقصود از كارگاه هستی

ـ " آورده اند كه چون خسرو از دل بستن فرهاد به شیرین خبر
 
 یافت او را به مجلس طلبید و همگان را پندار چنان شد كه
 
خسرو خون فرهاد به خشم خواهد ریخت. اما خسرو ، ندیمان
 
 راگفت كه چون فرهاد وارد شود در هر قدمش مشتی جواهر
 
بریزند و ایشان آنقدر سیم و زر بریختند تا فرهاد را فرشی از
 
 گوهر زیر پا نشست.ـ

ملك فــــــــرمود تا بنواختندش

به هر گامی نثاری ساختندش

و او را حرمت بسیار كرد و به جای تیغ زبان با وی گشود
 
و چون خواست به تراشیدن بیستون فرستدش ، اجباری بر
 
او نگذاشت و تنها به حرمت شیرین سوگندش داد كه :ـ

به حـــــــق حرمت شیرین دلبند

كازین خوشتر ندانم هیچ سوگند

و دیگری گوید كه او را گفتند : این دشمن تو بود ، این احترام برای چه كردی؟

پس خسرو بسیار گریست و گفت : ـ

او را چگونه دشمن من شمارید حال آنكه ما هر دو را
 
مقصود یكی است و ما دو مسافریم در یك راه و معشوق هر دوی
 
 ما شیرین است و دیگر آنكه شیرین را نیز با او دوستی است و
 
حرمت دوستان شیرین بر من واجب.ـ"ـ

مرا عهدی است با جانان كه تا جان در بدن دارم

هوادارن كـــــــــــویش را چو جان خویشتن دارم

ما نیز خسروانیم و فرهادها . چگونه دشمنی كنیم وقتی كه هدف
 
 یكی است و معشوق نیز ؛ كه ما هم ، همه یك شیرین را در
 
سنگ و كوه می جوییم . ـ

همه دل به یكی بسته ایم؛

ـ" كه یكی هست و هیچ نیست جز او "ـ

و در كدورت ها تندی نكنیم كه ؛

صبحدم مرغ چمن با گـــــــــــل نو خواسته گفت

ناز ، كم كن كه در این باغ بسی چون تو شكفت

گل بخندید كــــــــــــــــــــه از راست نرنجیم ولی

هیچ عــــــاشق سخن سخت به معشوق نگفت

و هنر در كشف معایب و رسواگری دوستان نیست كه ؛

وفـــــــــا و عهد نكو باشد ار بیاموزی

وگرنه هر كه تو گویی ستمگری داند

و اما كلامی با پیش كسوتان و مریبان و بزرگان ؛

عطار گوید: " ابوحنیفه روزی می گذشت ، كودكی را دید كه
 
در گل بمانده ، گفت : گوش دار تا نیافتی!(كودك) گفت: ای پیر
 
تو گوش دار ، كه اگر پای تو بلغزد جمله مریدانت كه از
 
پس تو آیند ، بلغزند!"ـ

در هر حال آنچه خواندید سخنی نا پخته بود از گوینده ای
 
 خام ، باشد كه بزرگان به دیده اغماز بنگرند و چشم محبت.ـ

غلام عشق شـو اندیشه این است

همه صــاحبدلان را پیشه این است

طبایع جز كشش كـــــــــــاری ندارند

حكیمان این كشش را عشق خوانند



تاریخ:دوشنبه 16 آبان 1390-10:17 ب.ظ

توجه توجه

در جریان زمان بندی های قبلی بر آن شدم تا در زمستان امسال

تعدادی صعود داشته باشم که به شرح زیر میباشد :

1 . توچال

2 . سبلان

3 . دماوند

از تمامی دوستان و همنوردان و افرادی که قادر هستند در جریان

 این صعودها بنده را یاری و همراهی کنند

خواهشمند است در همین وبلاگ در بخش نظرات  اعلام آمادگی نمایند .

در ضمن برای این صعودها

به دنبال  اسپانسر هستم

به امید اینکه بتونم از این طریق کمی از مشکلات صعود را هموار کنم .



نوع مطلب : اخبار 

تاریخ:دوشنبه 16 آبان 1390-09:50 ب.ظ

دریاچه ارومیه را نجات دهید

در عجبم از مردمی که برای جلوگیری از تغییر اسم خلیج فارس به خلیج عرب

 از هیچ کوششی دریغ نمی کنند (آفرین بر غیرتتون) در حالی از خشک

شدن با ارزش ترین دریاچه داخلی کشورشون بی خبرند.

حالا که خلیج فارس در گوگل به همت شما تغیر اسم داد بهتر بدونید

 که دریاچه ارومیه با وجود داشتن ویژگی های زیر در حال خشک شدن ...

1) دریاچه ارومیه «دومین دریاچه شور جهان»، «بزرگترین

زیستگاه طبیعی آرتمیا»، «بیستمین دریاچه بزرگ جهان»،

«شورترین دریاچه جهان كه حیات در آن جریان دارد» و«بزر

گترین دریاچه داخلی ایران»

2) دریاچه ارومیه دریاچه ای است که در طول تاریخ حتی

 یک نفر را هم راغرق نکرده، چرا که اگر شنا هم بلد

نباشید به سادگی می توانید روی آب شناور بمانید.

3)  دریاچه ارومیه بزرگترین زیستگاه طبیعی آرتمیا

در جهان است (موجودی زنده که غذایماهی

خاویار است) را دارد و قیمت آن تقریبا با ماهی

 خاویار برابری می کنه. با این وجودحتی در صورتی

 که بعدها هم دریاچه احیا شود دیگر اثری

از این موجود نخواهد بود.

4)این دریاچه شورترین دریاچه جهان كه حیات در آن جریان دارد.

5)تحقیقات نشان داده است که خواص طبی و درمانی لجن و

نمک دریاچه ارومیه بسیار شبیه با خواص نمک و لجن دریاچه

 بحرالمیت اردن است که کشورهای خارجی بویژه فرانسه،

 انگلیس و آلمان استفاده فراوانی از آن می کنند. لجن دریاچه

 ارومیه قابلیت چشمگیری در کاهش و تسکین درد داره و

 می توان از آن برای تهیه محصولات بهداشتی و آرایشی

و همچنین احداث کلینیک های درمانی استفاده کرد.

6) لجن دریاچه ارومیه قابلیت درمان و نیز جلوگیری از

 پیشروی بیمارهای پوستی را دارد

7)نمک دریاچه ارومیه مقادیر زیادی از مواد معدنی از جمله

کلر، سدیم، پتاسیم، کلسیم، برم، سولفات ها و دیگر مواد

معدنی به همراه کتون دارد. بنابراین نمک این دریاچه بر

ایبیماریهای قارچی و پوستی، دردهای عضلانی و مفصلی،

 رفع خستگی و استرس و همچنین بهبود پینه و ترک پا و دست تاثیر داره.

بد نیست بدونید که با وجود فواید بسیار و نقش

عمده این دریاچه در اکوسیستم به دلیل اتخاذ

سیاست های غلط سطح آب این دریاچه کاهش 7 

متر کاهش یافته است و برآوردمی شود تا سه

 سال آینده کاملا خشک شودچراکه دیگر

 خبری از آب 21 رودخانه و 39 مسیل به دریاچه

ارومیه وارد می شد نیست.

اما کاش با خشک شدن این دریاچه با ارزش که می توانست ب

ه منبعی برای جذب توریست و کمک به اقتصاد کشور تبدیل

 بشه فقط از موهبتی مجانی که در اختیارمان قرار داده شده

بود بی بهره می شدیم اما خشک شدن آن علاوه بر از

دست دادن مواهبش پیامدهای زیر را به دنبال خواهد داشت ......

1) زیستگاه بی نظیر اطراف دریاچه از حیات خالی خواهد شد.

2) گرد و غبار نمک دریاچه که بسیار خطرناک تر

از گردو غبار خاک است  ایران و کشورهای

همسایه اش را تهدید خواهد کرد چراکه

با وزش کمترین بادی ذرات نمک بلند خواهند شد.

هرچند شاید گرفتن گرد نمک تفاوتی با گرفتن گرد

خاک نداشته باشه ولی تصور کنیدبجای خاک

نمک تو چشمتون بره....

3)  نمک دریاچه خشک شده افزون بر به خطر

 

انداختن سلامت جسمی و تنفسی،موجب از بین

 بردن زمین‌های کشاورزی هم خواهد شد. این نمک

زمین های کشاورزی دست کم سه استان را از بین

خواهد برد در حالی که این سه استان از 

شاهرگ های کشاورزی کشور محسوب می شوند

 تبدیل به گونه ای از بیابان خواهند شد.

 درحالی که می توان با

1. پمپاژ بخشی از آب سدهای اطراف که در مسیر

 رودهای جاری دریاچه زده شده است

2. تزریق آب از دریای خزر و رود ارس

3. بارور نمودن ابرها و ایجاد ابرهای باران زا و باران های مصنوعی

جلوی این فاجعه جغرافیایی گرفت.

 شما که چندین بار برای تغیر نام خلیجتون اقدام کردید

فکر نمی کنید باید آستین بالا بزنید تا از خشک شدن

 با ارزش ترین دریاچه کشورتون جلوگیری کنید.....

به امید آن که بتونیم در کتاب های جغرافیایی فرزندانمون

 همچنان اسم دریاچه ارومیه رو به عنوا

ن بزرگترین دریاچه داخلی کشور ببینیم.

 

 

منبع : هم طناب



نوع مطلب : حفاظت محیط زیست  

تاریخ:دوشنبه 16 آبان 1390-09:37 ب.ظ

عید بر همگان مبارک باد

عید بر تمامی همنوردان و بازدید کنندگان گرامی مبارک باد

عید قربان



نوع مطلب : اشك ها و لبخند ها 



  • تعداد صفحات :136
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...